هو المحبوب
و الفجر و ليال عشر
دوستت دارم را
روي سطرهاي سپيد گيسوانم
بخوان!
يادباران
صفحه اصلي  پست الکترونیک
می ناب
نورباران

باز اين دلم هوای ميخانه کرده ساقی ...
آرشیو دی ٩۳
اردیبهشت ٩٢
آبان ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
آذر ۸٩
آبان ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
فروردین ۸٩
بهمن ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
امرداد ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢

خبرباران
ایمیل 
نام     


Powered by WebGozar
لينك باران
لوگو آرام دل
ديدار شمار


 

باران توئی!

به خاک من بزن ....

 ۱:٠٧ ‎ب.ظ ۳٠ فروردین ۱۳٩٥
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)


 

به لب رسیده جان

                         کجایی؟

 ٤:۱۱ ‎ق.ظ ٦ دی ۱۳٩۳
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)


ای دوست

به اندازه نبودنت، دلم گرفته است.
یادت که می کنم، عطر یاس مشامم را پر می کند و اردی بهشتی می شوم...

بی قرارم!
بی بهانه ام...

دلم گرفته ای دوست!
                        هوای گریه با من. 

 ۳:٠٧ ‎ب.ظ ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٢
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)


بی نام

از نگاهت 
               مهتاب
از صدایت
              باران می شوم
                                   قطره، قطره! 

در نگاهت
            مستجاب می شوم.

در سکوتت
                ...
                       قطره، فطره!

و تقبل!

 ٤:٢۱ ‎ب.ظ ٢٧ آبان ۱۳٩۱
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)


...

بار بگشایید
اینجا کربلاست ....

 ۸:۳۸ ‎ب.ظ ۱٩ تیر ۱۳٩۱
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)


سر من رأی

یا هادی المضلین

ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم شود
 زیارت صحن و سرای حضرت هـــــــــــــــــادی

به خاک عطر بهشــــــــــــــــــتی پراکند اگر آید
نسیمی از طرف سامرای حضرت هـــــــــــادی 

 ٢:٢٩ ‎ق.ظ ٧ خرداد ۱۳٩۱
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)


شجره

میقات

یک سال گذشت ... از پرواز در میقات!

+ فاطمیه ... دلم مزار بی نشان زهراست!

+ قلاده های طلا ... دیدم!، دیدی؟، دید!  

 

 ٢:۱٦ ‎ب.ظ ٩ فروردین ۱۳٩۱
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)


انتخابات!

نوشته است از وقتی به سن قانونی رای دادن رسیدم، هیچ انتخاباتی نبود که جای مهرش در شناسنامه ام خالی بماند .... در دلم می گویم خب من هم!
ادامه داده است که اما از خرداد88 و سه نقطه.
توی دلم می گویم بعضی ها صعود می کنند و بعضی ها سقوط!
دوست داشتم برایش بنویسم که شما که دموکراسی(همان رای اکثریت) را قبول ندارید اینقدر ادعای روشن فکری نداشته باشید. آنقدر خودتان را تافته جدا بافته دانستید که نخواستید باور کنید اکثریت انتخاب شما را قبول نداشتند و برای فرار از عذاب وجدان توهم تقلب را باور کردید. و بعد دل سوزاندید برای اکثریتی که لابد به خیال شما مصلحت خویش را نمی دانستند. اما محض اطلاع باید بگویم همین ساده اندیشانی که شما گمان کردید نه بهتر از شما که حتی به اندازه شما سیاست و آینده و ... سرشان نمی شود  صادقانه از غفلت شما گذشتند و منتظر بودند بیدار شوید و دوشادوششان برای وطن اسلامی گام بردارید و ...
نمی خواهم تلخ بنویسم اما ....
هم وطن عزیز! برادر محترم،خواهر گرامی! ... لطفا بیدار شو و نه من، که خودت را از این کابوس رها کن!

خواهان آرامش تو! یک هم وطن

 ٤:۳۳ ‎ق.ظ ۱٦ اسفند ۱۳٩٠
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)


طلائیه

عقد فی العرش

جمعه است. هفدهم ربیع الاول 1433!
از سه راهی شهادت بر می گردیم به سمت اتوبوس ها. نزدیک حسینه همه لبخند زنان سر بر می گردانند و از آنچه می بینند مسرور می شوند.
کمی دیر شده است و سردار اجازه نمی دهند نزدیک برویم. سفره عقدشان را نمی بینم اما چادر سپید عروس خانم و چپیه دور گردن آقا داماد از همینجا پیداست.
به علت بارش باران این چند روز حسینیه طلائیه شبیه جزیره ای است میان دریا ... میان ابرها ... میان آسمان!
راننده یکی از اتوبوس ها به صورت منقطع بوق می زند و ما هم در دل به عروس خانم و آقا داماد تبریک می گوئیم.
اتوبوس ها یک به یک از منطقه دور می شوند و طلائیه می ماند و عروس و داماد و عاقد و همراهانشان...
ما می رویم و عروس و داماد می مانند و طلائیه و میهمان های بهشتی جشن ازدوجشان.
ما می رویم و یادمان می رود وصال ...

 

عقد فی العرش

 ۱:٢٥ ‎ب.ظ ۳٠ بهمن ۱۳٩٠
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)




 

آمــدی بــرادرم خــوش آمـدی!
یاس سرخ پرپرم خوش آمدی!

 ۳:۳۸ ‎ب.ظ ٢ مهر ۱۳٩٠
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)


تو

هرجا گه گلی به خنده بشکفت
با من ســـخن از رخ تو می‌گفت
چون چشــم ستاره تا سحرگاه
با یاد تو چشم من نمی‌خـــفت

...

 

 ٥:٠٦ ‎ب.ظ ٢٦ شهریور ۱۳٩٠
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)


کریم

تقارن غریبی است که چندمین سالگرد قمری روز پیوندمان با چندمین سالگرد شمسی جشن ازدوجمان مصادف شده است.
چه شد که این حب در دلمان پیدا شد، نمی دانم. اما همین بهانه ای شد به امید سر سفره کریم آل طاها نشستیم و خود را مهمان بیت با صفایش دانستیم.

به امید مدینه... یا حسن مجتبی!

 

به نــبی باز عقــیق یمـــــنی داد خدا
به علی یوسف گل پیرهــنی داد خدا

سجده شکر به‌جا آر که در ماه صـیام
از کرم، فاطمه‌اش را حسنی داد خدا

 ۳:٥٤ ‎ب.ظ ٢٥ امرداد ۱۳٩٠
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)


جوانی

به بلندای نام کبیرت
                            سلام!

 

نسل‌جوان
گره گشای دوره‌های سخت و محنت‌های بزرگ است و وقتی وارد میدان می‌شود گره‌های ریز و سخت گشوده خواهد شد.

با تاخیر، روز جوان مبارک!

 ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ ٢۳ تیر ۱۳٩٠
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)


 

از شوق تو بود، ابر، شاید گل ریخت
تا عــطر تو با بـاد بیاید گــــــل ریخت

افسوس نمی‌کنی نگاهی بانـــــــو!
در مقدم تو چقدر باید گــــل ریخت؟

 ٢:٠۸ ‎ب.ظ ٥ خرداد ۱۳٩٠
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)


 

شد خیابان خیابان پر از خون
بر سر شانه ها نعش گلـگون

در عزای شـــــــهیدان بحرین
ای خوشا ماتم فاطــــــمیون

 ۱:۳۱ ‎ب.ظ ٥ اردیبهشت ۱۳٩٠
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)


قلیل
     

داغ اکبر

 

و تقبل منا هذا القلیل

 

 ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ٢٦ آذر ۱۳۸٩
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)


گاهی دور...

غروبی سخت دلگیر است
و من بنشسته ام اینجا،
کنار غار پرت و ساکتی تنها
که می گویند روزی، روزگاری مهبط وحی خدا بودست
و نام آن "حرا" بودست
واینجا سرزمین کعبه و بطحاست ...

متن کامل شعر . علی موسوی گرمارودی

می شود من هم ... ؟

 ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ ۱٦ آبان ۱۳۸٩
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)


 

امشب ...

 حکایت ارباب و گدا
حکایت اشک و حسرت
حکایت دلتنگی و لبخند
حکایت بی قراری و سکوت
...

دریاب!

 ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ٢٤ تیر ۱۳۸٩
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)


مرد

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
مرغ دل آماده پــــــــــــــرواز شد

 

+ پدر ...
             آفتاب مهربانی
                                سایه  تو بر سر من

+  تو!

           هر لبخندت
           با من گوید‌
           دل مده به دست غم
در این عالم
           ...

 ٥:۱٠ ‎ب.ظ ٥ تیر ۱۳۸٩
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)