هو المحبوب
و الفجر و ليال عشر
دوستت دارم را
روي سطرهاي سپيد گيسوانم
بخوان!
يادباران
صفحه اصلي  پست الکترونیک
می ناب
نورباران

باز اين دلم هوای ميخانه کرده ساقی ...
آرشیو دی ٩۳
اردیبهشت ٩٢
آبان ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
آذر ۸٩
آبان ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
فروردین ۸٩
بهمن ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
امرداد ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢

خبرباران
ایمیل 
نام     


Powered by WebGozar
لينك باران
لوگو آرام دل
ديدار شمار


 

- ای کاش مادرم که بميرم برای تو  ...

- بر مشام جان زدم يك قطره از عطر حسيني        سبقت از عود و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

- پرچمی بر قله عالم زدند      زينبيون پادشاه عالمند

 

 

چهل ديدار

 

گفتم : دستت را از روي صورتت بر نمي داري؟ مگر نمي داني چقدر زود دلم براي نگاهت تنگ مي شود!

قند توي دلت آب مي شود و دستهايت كنار مي روند و تمام وجودم شيرين مي شود.

مي گويي : ‌دلت را نزند ؟

(چي ؟ قندهاي توي دل تو)

به يكباره نگاهت تلخ مي شود و دست پر از خواهش من به گرماي دست هاي تو مي رسد كه هر لحظه سردتر مي شوند.

كاش مي توانستم بگويم از همان نگاه اول ... قرار بگير مهتاب.

دوستت دارم را روي سطر هاي سپيد گيسوانم بخوان !

 

 

هاتفي از گوشه ميخانه ...

 

صداي نوازشگر تو

سكوت ستايشگر من

ديداري ديگر در زمان گمشده اي از زندگي ام ...

پيش از آنکه اين ديدار هم به سرانجام برسد مي خواهم نهايت بودنت را حس كنم.

از بويت مست شوم ،

از وجودت لبريز.

اما باز پيش از آنكه فرصت كنم فاصله چشم هايت را با نگاهم بپيمايم

برايم دست تكان مي دهي ...

تا وعده اي ديگر !

 

 

 ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ ۱۸ خرداد ۱۳۸٤
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)