هو المحبوب
و الفجر و ليال عشر
دوستت دارم را
روي سطرهاي سپيد گيسوانم
بخوان!
يادباران
صفحه اصلي  پست الکترونیک
می ناب
نورباران

باز اين دلم هوای ميخانه کرده ساقی ...
آرشیو دی ٩۳
اردیبهشت ٩٢
آبان ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
آذر ۸٩
آبان ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
فروردین ۸٩
بهمن ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
امرداد ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢

خبرباران
ایمیل 
نام     


Powered by WebGozar
لينك باران
لوگو آرام دل
ديدار شمار


آستان

سلام
در آستانه طریق وصل آستان تو ام عزیز.
حسرت نهفته در صدایم را شنوایی؟ درد جاری از دیدگانم را پذیرایی؟
همراه با یاد همسفری از جنس همیشه... همدل؟ هم درد؟ همپا؟ .... هم سر!
در تکاپوی شناختن و شناخته شدن ...
و بار سنگین تاهل!

(قال رسول الله صل الله علیه و آله: النکاح سنتی ...) 

هرگاه بی بهانه(؟!) دلگیر می شوم حس می کنم که تنهایی مرد مرا از من دور می کند و می بینم که صورتش از تلخی نگاهم چروکیده می شود...

ما را به هم ببخش و آرامش را به هردومان! و اگر لایق نیستم ... لیاقتش را و سپس آرامش را...
بیچاره مرد من!
گاهی در کشاکش روزهای تکراری لبخند در صورتش گم می شود و من با یاد شعف روزهای نخستین که در کلامش موج می زد ... می میرم.

تو گویی عمری است در راهم، اما هر لحظه ... وصل ... بعیدتر
با روحی خراشیده از روزگار ...
شرمسار از گذشته ای مبهم ...
با تنی سرد و خسته و از نفس افتاده

به راه می افتم!

بگشای در ...  

 ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٧
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)