هو المحبوب
و الفجر و ليال عشر
دوستت دارم را
روي سطرهاي سپيد گيسوانم
بخوان!
يادباران
صفحه اصلي  پست الکترونیک
می ناب
نورباران

باز اين دلم هوای ميخانه کرده ساقی ...
آرشیو دی ٩۳
اردیبهشت ٩٢
آبان ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
آذر ۸٩
آبان ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
فروردین ۸٩
بهمن ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
امرداد ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢

خبرباران
ایمیل 
نام     


Powered by WebGozar
لينك باران
لوگو آرام دل
ديدار شمار


تمنايي تا نيمه گاه ضيافت

و هميشه خويش را با كمال شكيبايي به محبت آنانكه صبح و شام خدا را مي‌خوانند و رضاي او را مي‌طلبند وادار كن ...

سوره مباركه كهف آيه 28

 

بين خدا و خاك

 

روزي كه در مصاف دل ما

دندان گرگ فتنه

به بن بست مي‌رسيد

مردي رها

در حلقه‌ي محاصره‌اي تلخ

بين خدا و خاك

مخير بود

***

امروز در مصاف دل ما

دندان عقل گرگ

شكسته است

و مردي رها در عرش

با چشم‌هاي روشن

ميدان اختيار تازه ما را

زير نگاه شرقي خود دارد ...

شعر از مرحوم سيد حسن حسيني

 

سلام. منك السلام

در گرداب معصيت و ريا گرفتار شدم و شرم حضور جز سكوتم مجال نداد. حال به ياد آن واقعه غريب، آتش حسرت را به آب تمنا فرو مي‌نشانم و زخم سينه را به دست هاي مبارك تو مي سپارم به ياد آن زخم كه فرمودي درماني ندارد. اين داغ اكبر را جز تو كيست كه درمان تواند؟

مي‌دانم كه توفيق محرم شدن ندارم اما رخصت حضور عنايت كن به حق وهاب.

اين چشم‌ها  كه به انتظاري سخت بسته و باز مي‌شوند ...

اين نفس‌ها كه بي بهانه مي‌آيند و مي‌روند ...

اين دست‌ها كه چاره‌اي جز پنهان شدن ندارند ...

به آن حديث متواتر شفا مي‌يابند. يقين دارم! والسلام

 ٤:٤٠ ‎ب.ظ ٩ فروردین ۱۳۸٥
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)