هو المحبوب
و الفجر و ليال عشر
دوستت دارم را
روي سطرهاي سپيد گيسوانم
بخوان!
يادباران
صفحه اصلي  پست الکترونیک
می ناب
نورباران

باز اين دلم هوای ميخانه کرده ساقی ...
آرشیو دی ٩۳
اردیبهشت ٩٢
آبان ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
آذر ۸٩
آبان ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
فروردین ۸٩
بهمن ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
امرداد ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢

خبرباران
ایمیل 
نام     


Powered by WebGozar
لينك باران
لوگو آرام دل
ديدار شمار


 
ای مسیحای علی اعجاز کن
سلام.
وقتی کلام نفس می شود سکوت می شود خودکشی!عید باشد یا نباشد به یادت که باشم غمی آمیخته با شعفی غریب راه گلویم را تنگ میکند. به نفس نفس می اندازدم. دردی درون سینه ام می پیچد و قلبم فشرده می شود!
خلق الانسان ضعیفا
چرا سهم من از تو تنها یاد توست و سهم تو از من اینکه ...! امشب تمامی نشانه ها ختم می شود به آسمان... به مهتاب... به خاطره ای پوسیده ... به صفحه آخر من او!
تمام سررسید های خاک گرفته گواه! مردم و زنده شدم تا باورم شد این کابوس رویا صورت! من اهل گلایه و نفرین نبودم اما این سال ها هرچه گذشت بیشتر شبیه آدم هایی شدم که ... . کاش می مردم و کار به این روزها نمی کشید. به اینکه عادت کنم که نبینمت... به اینکه باور کنم بلای نبودنت را.
حالا تمام آیه ها ... حلقومم آماده می شود و شاید فوران با شکوه خون! ... نامت که می آید قصد میکنم دست روی قلبم بگذارم اما چون همیشه بی آنکه بخواهم دستم به گلویم می رسد برای تسلی!
هویزه - قطار و شب بیابان - تسبیح -میدان فاطمی- پیراهن آبی مردانه-انتقال خون و آزمایشگاه و بیمارستان- دفتر تلفن - نام های تکراری- دوستان قدیم آشنایان امروز- تمام مجله ها و روزنامه ها- نام تو پیدا نمی شود-تابوت- غسال خانه- انار و زیتون- فهرست می شود زندگانی ام.. به همین راحتی!
باد به چادرم چنگ می زند و به صورتم سیلی... معتکف این صحرای وحشی می شوم شاید .. شاید دلم را لایق ببینی. من آنقدر چشمم ضعیف شده که گول سراب را نخورم(این را گفتم بلکه تبسم!) نزدیک تر بیا!
الرجال قوامون علی النساء

تمنا
نور علی نور است نگاهت. سر آغاز روایت ها. بهانه ی حدیث ها وافسانه ها و حکایت ها.بر من طلوع کن!

* بمب گوگلی روز زن: روز زن ایرانی، تولد حضرت مادر

...
لحظاب عجیب این روزهایم تعبیر کدام سوداست؟ این حس شبیه به بی حسی و بیخیالی ... این هرچه باداباد ... از کدامین لبخندت سرچشمه میگیرید؟
لیلای تمام افسانه ها می شوم. پری دریایی تمام آبهای آزاد... وقتی مجنون یادت سربه زیر تر از همیشه از کنارم می گذرد!
من این عبورهای ندیدم و ندید را غزل غزل می بافم که نگران زمستان فراموشی نباشم.
تمام دوستت دارم های دنیا دروغ می شود وقتی چشم می گشایم و دور شدنت همچون موجی وحشی در آغوشم میگیرد.
دیگر هیچ دوستت دارمی لبان خشکیده ام را نوازش نخواهد کرد و من به جرم صداقتی غریب برای هبوطی دیگر تنها می شوم.
تعقیب مرموز موجودی شبیه ابلیس... آرامشم رنگ حسد میگرد و از تمام باهم بودن های عالم می گریم. یوسف اگر همراه زلیخا نشد دنیا می سوزانم و می سوزانم و می سوزم!

باز اما طرح لبخندت بر قاب چشمانم می نشیند و نظاره گران از سرخی دیدگانم می هراسند و دور می شوند و حریم امن حضورت...
سر بر شانه نگاهت می گذارم و خسته از گریستن از باده سکوتت سرمست می شوم...

 ۱:٤٥ ‎ق.ظ ۱٤ تیر ۱۳۸٦
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)