هو المحبوب
و الفجر و ليال عشر
دوستت دارم را
روي سطرهاي سپيد گيسوانم
بخوان!
يادباران
صفحه اصلي  پست الکترونیک
می ناب
نورباران

باز اين دلم هوای ميخانه کرده ساقی ...
آرشیو دی ٩۳
اردیبهشت ٩٢
آبان ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
آذر ۸٩
آبان ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
فروردین ۸٩
بهمن ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
امرداد ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢

خبرباران
ایمیل 
نام     


Powered by WebGozar
لينك باران
لوگو آرام دل
ديدار شمار


بیت الاحزان

انگار حافظه ام از کار افتاده باشد، نمی توانم به یاد بیاورم در این مدت نسبتا طولانی که سخت گذشت چه ها کرده ام و چه ها نکرده ام.
با این همه حرف هایی که شنیده ام خوب یادم هست که ای کاش هرگز شنیده بودم . هنوز گاهی تلخی برخی نگاه ها دلگیرم می کند و مرحمی نیست انگار و حتی محرمی! هنوز نمی توانم به سختی دنیا عادت کنم. بیخیال هستم اما ... .
بار ها از ذهنم می گذرد که الا یا ایها الساقی ....

به صفحات آگهی روزنامه خیره می شوم و گوشی تلفن را خاموش می کنم.
خانه... خوابگاه ... پانسیون .... سوئیت... ویلا!
انگار خودم را لابه لای این رقم ها و ستون ها گم کرده باشم. روزی چندبار مو به مو مرورشان می کنم.
اما حتی یک بار به چشمم نمی خورد واژه ی بیت، البیت!
به بزرگی شهرم می اندیشم، به بزرگی شهری که بیت کوچکی در آن نمی یابم برای دمی تنهایی.
غم دنیا... قشنگ نیست. چاره ای کن.

 

 

بیت الاحزان می شود قلبم. بیت کوچکی برای یاد تو.

قبرت کجاست؟

 ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸۸
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)