هو المحبوب
و الفجر و ليال عشر
دوستت دارم را
روي سطرهاي سپيد گيسوانم
بخوان!
يادباران
صفحه اصلي  پست الکترونیک
می ناب
نورباران

باز اين دلم هوای ميخانه کرده ساقی ...
آرشیو دی ٩۳
اردیبهشت ٩٢
آبان ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
آذر ۸٩
آبان ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
فروردین ۸٩
بهمن ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
امرداد ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢

خبرباران
ایمیل 
نام     


Powered by WebGozar
لينك باران
لوگو آرام دل
ديدار شمار


ستاره ها

آسمان این شب ها، هر شب مهمان دیدگانم بود. آسمانی پرستاره و بارانی!

و من هر شب  محو ستاره ها...

ستاره ی حبیب
ستاره ی قاسم
ستاره ی حر ...

هر شب اما جایی میان این  بی کران ... مات می شدم.
و شمار ستاره ها از دستم در می رفت.
 این روزهایم، تمام در رویای شب پیشین و انتظار شبی دیگر می گذشت.
امشب اما شبی دگر بود!
امشب شب هدایتم شد. هنگامه ی تعبیر وعده ی دیرین!
امشب  روایت از ستاره ی اکبر شروع شد.
در امتداد نورانی آن ستاره ای که دست نداشت ... ستاره ی اصغر هویدا شد.
و من گمگشته در میان ستاره ها، رمز میان اکبر و اصغر را یافتم!

 

من امشب راه را یافتم!
من امشب تو را ...

السلام علیک...

 ٤:٤٤ ‎ق.ظ ۱٦ بهمن ۱۳۸۸
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)