هو المحبوب
و الفجر و ليال عشر
دوستت دارم را
روي سطرهاي سپيد گيسوانم
بخوان!
يادباران
صفحه اصلي  پست الکترونیک
می ناب
نورباران

باز اين دلم هوای ميخانه کرده ساقی ...
آرشیو دی ٩۳
اردیبهشت ٩٢
آبان ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
آذر ۸٩
آبان ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
فروردین ۸٩
بهمن ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
امرداد ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢

خبرباران
ایمیل 
نام     


Powered by WebGozar
لينك باران
لوگو آرام دل
ديدار شمار


...

ما ز ياران چشم ياری داشتيم

و همچنان سرها در گريبان است . گويی سلام ما را پاسخی نيست . به کدامين گناه ناکرده مجازات می شويم ؟ هرچند هميشه برای توبه جايی هست ! می گويند سر بی گناه پای دار می رود اما بالای دار نه ! و همه ی چشم ها حيران و نگران آن لحظه اند ... بی گناهی ام اثبات می شود يا نه ؟

اما چرا دروغ بگويم ؟ من که مانند آنان بی خبر نيستم از کرده ی خويش ... اما تو را قسم تمامش کنم ... سنگينی نگاه بی تابشان خرابم می کند و  انتظارچشمانشان طاقت از کفم می برد . من چند باره بايد تاوان پس دهم ؟

همچو منصور که نه ... اما خريدار سر دار شدم و تنها اميدی به نگاهی در واپسين لحظه ... اما محکوم  به فنا را چه به اميد !

باز اين بغض فروخورده وادارم می کند به سکوت و شايد به همين نزديکی ها سکوتی تا ابد ! 

 ٦:۳۱ ‎ق.ظ ٢٥ تیر ۱۳۸۳
باران  لينك ثابت  تو را ناديدن ما غم نباشد (ديدار)