مشيت بهار عطرگل را برای ما مقدر ميکند؟!

در مجمر نمرود<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

سپندي شديم

و بوي توحيد

در مشام تاريخ

زبانه كشيد

 

مشيت بهار

عطر گل را

براي ما مقدر مي‌كند.    

                             سيد حسن حسينی

سلام.

از روزمرگي‌ها نوشتن غالبا سخت نيست.اما اينكه حس مي‌كنم غريبه‌اي مي‌آيد و هرچند براي لحظه‌اي در سرزمين افكارم وارد مي‌شود نگرانم مي‌كند.و اين نگراني حديث مفصل خواندن از مجمر است.

 گاه كسي مي‌آيد و بي آنكه چيزي در خاطرش بماند مي‌رود .. گاه چيزي به يادگار مي‌گذارد، يادگاري از جنس درد .. گاه هديه‌اي به لطافت نسيم و گاه ...

و در انتها خود مي‌‌مانم و دست نوشته هايي كه يا از سر غفلت نوشته ام، يا شهوت، يا سرمستي و يا دلتنگي ...

و اين سوال هميشگي كه براي چه مي نويسم؟!

روزي يا شبي آمدم سردر اين خانه نوشتم سكوت .. سالي گذشت و عاقبت شكست .. سكوتي كه شايد پيش از تولد شكسته بود ...

روز ديگري قصد كردم سردر اينجا بنويسم .. ورود غريبه ها ممنوع! اما ديدم اگر چنين كنم گاهي ورود خودم نيز به وبلاگ ممنوع مي‌شود.

خواستم بنويسم ورود بيگانه ها .. ديدم هرچه درد در زندگي دارم از بيگانگي است و درد بي دردي دوايش آتش است .. اما بين آتش و بيگانگي انتخابي نيست.

خواستم ننويسم .. هيچ ننويسم .. اما .. شايد وسوسه .. قل اعوذ برب الناس

اما مرا براي آنچه ننوشته ام مواخذه مكن .. بر آنچه نوشته ام ملامتم مكن . سكوت و فرياد چه تفاوت ميكند وقتي ياد تو بي هيچ بهانه‌اي بي قرارم مي‌كند.

اما اين نيزه ها كه گاه از دست آشنايي  به سوي قلبم نشانه مي‌رود و گاه به دست غريبه‌اي بر دلم مي‌نشيند سخت ناتوانم ميكند و نا شكيب ...

تو چگونه تاب آوردي؟

چگونه شد كه هرچه گفتم لب به سخن نگشودي؟

چگونه شد كه چون ديگران نبودي؟ ديگراني كه آتش درونم را به آتش كنايه و غربت فزوني مي‌بخشند.

بگذار گلايه كنم از دردكشيده‌اي كه جواب بدي ام را به بدي مي‌دهد. پشيمانيم نمي‌پذيرد و ...

حال با اين تفاسير كه گفتمت ...

اجازه هست دلم گاهي برايت بگيرد؟

مي‌شود باز ناگهان ببينمت؟ ... صاعقه اي گران .. صدايي مهيب .. نزولي بي بديل ...

بگذار اين دخترك بنشيند و دست زير چانه بگذارد و خيال كند تو را ...

بگذار لحظه اي آرام بگيرم.

 

مسئوليت هر برداشتي بر عهده خواننده است.(تبليغ معكوس)

 

برايت خير مقدر .. دعايم کن!

والسلام

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امير

-- - - - -- -- - - - -------------- - - -- -- - - -- -- - -- - -- -- - - -- -- - -- - پر از اسم تو میشن عاشقانه هام ...! میزنم فریاد ... هرچه باداباد ! -- - - - -- -- - - - -------------- - - -- - -- - -- - - -- - - - -- - - - -- -- - - - -------------- - - یا حق!!

خادم الزهرا(س)

سلام-فقط نام کاربری(مثل خادم الزهرا(س))انتخاب کنيد تالينکتون راکنارصفحه بذاريم....سپس جهت شرکت درجلسات دعوت خواهيد شد-درضمن اولين جلسه رسمی تصميم گيری درباره هيئت سه شنبه هفته بعداست...

محمد جواد

يا الله ... نا محرم نباشه ... وبلاگ قشنگ و خوبی بود . بازم هم سر می زنیم...!!! عيدتون هم همشون مبارک. ايام عزت مستدام.

رضا مهدوی

توجه به نظر خدا هميشه هم کار ها رو سخت می کنه و هم شيرين !

باران

سلام. عشق سوخته .. چرا اين کار و کرديد؟؟؟ ... دلم گرفت .. يا علی

محمد جواد

سلام ، خوبی عزیزم ؟ ای ول چه وبلاگ خوبی ... خدا وکیلی کی تا حالا این وقت صبح برات کامنت گذاشته... دو تا مطلب توپ دارم ... بدو تا از دستت نرفته بخون .......

عاشق خاك پاي يار

سلام عليكم ان شاءالله موفق ومويد باشيد در مورد وبلاگتون بذاريد بعدا اظهار نظر كنم چون كامل نخوندم فقط بگم با اولين ديدار شما رو لينك كردم . شم هم اگر خواستيد اين كار رو بكنيد ولي حتما سر بزنيد نظر هم يادتون نره. التماس دعا يا علي