طعم گس غربت

در دوزخ یادت سخت کیفر می شوم و گاهی در رضوان هجرانت آسوده. و ستاره دنباله دار تنهایی هرشب در تکراری تلخ از آسمان خیالم عبور می کند.
در نجوایی لرزان خویش را فریاد می زنم و خویشتن را نمی شنوم. غریب تر از پیش، پیش می روم و بیابان به دنبالم. 
خنده های ماسیده. لباس سپیدی، چرک مود. سرفه هایی خون آلود. طعم گس غربت...
هذیان ها و کابوس ها مکتوب می شود. دردنامه ی باران! 
/ 7 نظر / 17 بازدید
خیبرشکن

سلام سال جدید رو خدمتتون تبریک و تهنیت عرض میکنم ان شالله سال سرشار از برکت و لحظه های ناب بندگی داشته باشید

پروانه

سلام بابا کجایی؟ سال نو .... حال نو

مولاتی رقیه

سلام... انديشه هايتان سبزوعلوي باد... بهره ها برديم ممنون.... التماس دعا...علي مددي

صدراحسینی

سلام داد و بیداد از این روزگار ماه رو دادند به شب های تار... سال نو مبارک

مشکوة

سلام ... تبریک ... تهنیت ... به امید سالی بارانی ... مملو از عطر نام باران ... سرشار از یاد باران

م.ه.م

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک... ما در این ارض غریبیم. موفق باشید سلام

مریم باغ سیب

همسایه عزیز یادی نمی کنی از باغ سیب چه تلخ بود کلامت اینبار سیب تازه دارم...