انا مجنون الحسين

ما كه يك ذره ي ناچيز ز درياي غميم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

عبد سرمست ابالفضل و همه سينه زنيم

همه گويند كه اينان همه مجنون خودند

جملگي در به در و خانه به دوشند و ولند

آري آري همه آواره ي يك بيرهنيم

همه ديوانه و سرمست شه بي كفنيم

/ 2 نظر / 4 بازدید
عباس _علمدار _ كربلا

سلام ......... شعرتون رو قبلا يه جا خونده بودم ولی کلا خسته نباشيد ............يا علی و التماس دعا عزيز.

مجنون

سلام بت تبريک ميگم مهندس...آفرين، لينکا رو هم ياد گزفتی اگه خواستی بگو برات آهنگی ....بذارم...به ياد مه هم نباشی هم ما....يا علی