روز واقعه

دخیل

در بی وزنی شعر های من نام تو چقدر عظيم و سنگين است .

                                 بنفسی انت ...

باز من و روز واقعه ! و حسرت هل من معينت را شنيدن .

افسوس که اين زبان قاصر است و اين جان بيتاب آلوده .

و باز تويی که محشر به پا می کنی و حر چه زيبا آرام ميگيرد و من هربار اين صحنه را مرور ميکنم چنان بار اول تشنه ام !

و ما جاماندگان قافله تاريخ به عزا نسشته ايم برای چه ؟ تو همچنان هستی و ماييم که گم گشته ايم !

تا تو نخواهی .. تا تو نخوانی ...

                     منک السلام ...

و اشک در بيکران نام تو چنان ستاره سو سو می زند .

حتما تو نخواسته ای که ما از درک آن روز و آن واقعه عاجزيم . مهربانا طاقتمان نبود و تو بهتر از همه می دانی!

 

/ 31 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
simba

سلام. ممنون از اینکه سر زدی و پیام گذاشتی. حتما باز هم سر بزن و در آینده نظر بده. کاش من هم صفای شما رو داشتم. من از چيزی ناراحت نشدم و نمي‌شم!‌:)

BaRaN

سلام خوب من متنت مثل همیشه عالی بود ...

BaRaN

مداحی آقا سیب سرخی هم که گذاشتی دیگه قشنگ ترم شده ... خواهری کلی دلم هواتو کرده کاش اینجا بودی باهم میرفتیم مجلسای سیب سرخی ... بنی فاطمه ... من همش باید در حسرت دیدار تو آواره ترین باشم (;

BaRaN

دیگه خودت میدونی حالم چه جوریه این روزا ... کاش میشد پیشم بودی تا کلی تو بغلت گریه میکردم درد و دل میکردم شاید راحت میشدم

BaRaN

ببین یه چیزی بپرسم؟ ... چرا اینقدر تو دلم جا باز کردی؟ بابا آخه ما چه جوری بگیم خیلی مخلصیم

BaRaN

میدونم به خودت میگی چه آبجی دیوونه ای دارم نه به اون حال اون شبش نه به حالا آخه یه چیزیم شد که حالم خیلی بهتر شد اگه قطعی شد ایشالله بهت میگم هر چند هنوزم غم کنج دلم خونه داره ...

BaRaN

دوست دارم هزار تا... دیگه خودت میدونی که باید خیلی خیلی دعام کنی در پناه مولا یاعلی

باران

خيلی دلم می خواست يه بار سر فرصت و مفصل بنويسم که چقدر اين آبجی نازنين من عزيزه و مهربون ...فعلا نشده! نمی دونم میشه ازصفاش بنویسم و یا نه! اما شايد هيچ وقت ننوشتم ازش .. می ترسم يکی بره بدزدتش ! مال خودمه ! مال خوده خوده خودم .. اگرم دوست داريد بهم بگيد حسود .. خب بگيد ... خواهری .. هرگر غمت مباد و خداباد يار تو ! يا علی

نرگس

مهربانی را بياموزيم موسم نیلوفران در پشت در مانده است موسم نیلوفران یعنی که باران هست یعنی یک نفر آبی است موسم نیلوفران یعنی یک نفر می آید از آن سوی دلتنگی