خيال مهتاب

 شاهد : بوی زلف تو همان مونس جان است که بود.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

امروز صبح ماهی ها در حوض می رقصیدند ، به یاد میهمان شب گذشته !

چگونه شد سرتاپایم خیس شد ؛ نفهمیدم.

سینه پهلو کرده ام عزیز . فدای یک تار مویت. برایم امن یجیب می خوانی ؟

 بخند مهتاب.

رفته اند برایم طبیب بیاورند . بی خبرند که بی نشانی هنوز ...

تنها که شدم در بزم عاشقانه ام جام دیگری از می یادت نوشیدم. دل درون سینه به یاد تو می تپد هنوز.

مهتاب این روزها هوا بیشتر بیقرارم می کند. بوی تو را گرفته است آخر.

مهتاب حواست باشد ، این شب ها اگر گاهی از آن بالاها سرک می کشی این پایین کسی نبیندت که این روز ها حسرت بد آتشی به جان انداخته !

 

-وصف شبانه-

رقص ماهی در آب

عطر و یاد مهتاب

دل تنگم بیتاب

چشم مستم بیخواب

/ 36 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تک تيرانداز

سلام ازاينکه از وبلاگ ما بازديد کرديد تشکر می کنيم ؛ در حال حاضر بزرگترين کمک شما به اين جبهه معرفی اين جبهه و وبلاگ به ديگر همرزمان است . ما روی شما و کمکتون حساب می کنيم . يا علی مدد تک تير انداز

م ک

سلام بین مهتاب من با مهتاب شما خیلی فاصله است... خوش به حال شما...

تقي77

سلام. من که طبق معمول هيچی نفهميدم. ولی کامنت رو گذاشتم که بدونين که ميام. اگه اکمنت نمی ذارم هم به اين دليله که چيزی نمی فهمم. فعلا خدانگهدار

م ک

سلام شاید بهتر بود می گفتم که بین من با شما خیلی فاصله است... بله... این طور بهتره... یا علی

خیبرشکن

سلام ... آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم ... ( و باز هم عهديست تکرار نا شدنی در اوج اسمانها و عمق درياها ... ) .. يا علی ... التماس دعا

younas

ديشب ماهو ديدی؟ شنيدم کامل بود .. جالبه که شنيدم .. ديگه مجال ديدنشو ندارم! ..مهتاب !

barannoor

سلام...ای داد بيدا...رسوا شدی ...ايا واقعا عاشق هم........اميد وارم که رسوای بی عشق نباشی....هوووووووووووووو مددددددددددی

باران

سلام .بله عمو .التماس دعا. یا علی

نهایت

چه حال وهوايی داره وبلاگت ...چند سال پيش شنيدم يه ايرانی اينتر نت معطر کرده ولی نميدونستم چه جوری ...وقتی وارد وبلاگت شدم عطر نرگس پيچيد تو سرم...تازه فهميدم چه جوری...ببخشيدسلام يادم رفت...سلام...شما بزار پای اشقی