بدون عنوان

سلام .من باز هوس نوشتن كردم . اما اين بار از روي دل گرفتگي سراغ شما نيومدم بايد بگم كه دلم براي شما و البته براي نوشتن تنگ شده ... حالا نميدونم تا چه حد اين گفته ي من رو قبول مي كنيد اما اميدوارم هر چقدر هست از ميزان نظراتي كه در وبلاگ درج مي كنيد بيشتر باشه !
اين بار نمي خوام از حال بگم بلكه مي خوام برگردم به گذشته ... راستش دنبال جواب ميگردم ... جواب يك سوال قديمي ... جاودانگي؟؟؟!!!
بچه كه بودم ... اونوقتا كه از رياضي فقط جدول ضربشو بلد بودم گاهي وقتا از روي كنجكاوي و گاهي به صورت اتفاقي در جريان بحث بعضي از بزرگترا قرار مي گرفتم ... يادم هست كه تو همين بحث ها بود كه كلمه ي بي نهايت رو شنيدم . اولش زياد نميفهميدم يعني چي .بعد ها فهميدم بينهايت با كلماتي چون جاودانگي و لا يتناهي و ... هم معني. از همون موقع بود كه احساس عجيبي پيدا كردم . وقتي چيزي رو ميديدم همش به فكر اندازه ي اون بودم.مي خواستم ببينم چه چيزايي بي نهايت هستن و هميشه يك سوال ذهنم رو مشغول ميكرد و اون اين بود كه آيا همه ي بي نهايت ها جاودان هم هستن يا نه ؟ اين همه حرف زدم اما آخرش خودمم نفهميدم چيزي كه دنبالش ميگشتم تا براتون بگم همين يا نه 1
***


پس كجاست؟
چند بار
خرت و پرت هاي كيف باد كرده را زير و رو كنم:
پوشه ي مدارك و گزارش اضافه كار و كسر كار
كارت هاي اعتبار
كارت هاي دعوت عروسي و عزا
قبض هاي آب و برق و غيره و كذا
برگه ي حقوق بيمه و جريمه و مساعده
رونوشت بخشنامه هاي طبق قاعده
نامه هاي رسمي و محرمانه ي معرفي
برگه ي رسيد قسط هاي وام
قسط هاي تا هميشه ناتمام ...
پس كجاست؟
چندبار
جيب هاي پاره پوره را پشت و رو كنم:
چند تا بليط تا شده
چند اسكناس كهنه و مچاله
چند سكه ي سياه
صورت خريد و خوار و بار
صورت خريد جنس هاي خانگي ...
پس كجاست؟
يا دداشت هاي درد جاودانگي؟
شعر از شاعر معاصر قيصر امين پور
اگه يادداشت هاي قبلي من رو ديده باشد حتما متوجه ارادت خاص من به آقاي قيصر امين پور شديد .اگه خدا بخواد شر هاي بيشتري از ايشون مينويسم تا شما هم با اشون آشنا بشيد .
تا بعد التماس دعا و يا علي

/ 3 نظر / 2 بازدید
Aseman

سلام حرفهايتان به دل مي شيند چون از دل برخاسته دست حق همراهتان - یا علی

pedram

عقده را بگشاده گير ای منتهی عقده سخت است بر کيسه تهی شايد بعضی چيزايی که داريم عمرمون رو روی اون می ذاريم يه کيسه خالی باشه که داخلش هيچی نيست مويد باشی و سرفراز

PersianGravity

عشق، تنهایی، مرگ. میتوان بینهایت را در آن جست. پس یا عاشق شو ، یا تنها و یا مرگ را تجربه کن تا بینهایت را تجربه کنی. ______________________________________ وبلاگ قشنگیه اما کیفت مثل کیف من میمونه خیلی شلوغه ;)