يارب آن آهوی مشکين به ختن بازرسان ...

انت<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

گر از بنده بخواهم و بدهد منت است و گر ندهد ذلت .. از تو گر بخواهم و عطا کنی نعمت است و ارنه حکمت.

زیر بار این منت ها و ذلت های کمر شکن کجاست نایی که دست بلند کنم و …

هرچه خواستیم حکمتت بود و هرچه ... نعمت،شکر.

ای ابر خوش باران بیا

ای مستی یاران بیا

ای شاه طرران بیا

مستان سامت می کنند

 

 

شبیه وداع

عهد شکستی و شکست تمام من و من نشسته ام که عهد شکسته را بند بزنم … بخند.

 

برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را

تو و زهد و پارسایی، من و عاشقی و مستی

 

شرح نفس

در گل بمانده پای دل .. جان می دهم چه جای دل

از آتش سودای دل .. ای وای دل .. ای وای دل

:رویای وصل و نازنین یار و بوی بهشت و سراج و بزم عزلت!

 

/ 0 نظر / 8 بازدید